ای دگرگون کننده ی دلها ودیده ها
ای گرداننده ی روزها وشبها
ای دگرسازنده ی بودن ها ونبودن ها
ای روشن ترازآفتاب
ای که نامت همیشه برسرزبانهاست
درایت من همین است .می فهمم بزرگی ؛ میدانم مهربانی ؛ میدانم آفریننده همه جهانی ومی دانم خدایی؛
به من روح بخشیدی؛جان بخشیدی؛ عقل بخشیدی ؛ به من آوای دلنشین بخشیدی ؛ بال بخشیدی که بتوانم به اوج آسمان بروم واوج هستی راببینم وزیبایی راحس کنم .
وقتی که کودکی بیش نبودم ؛ وقتی که هنوز درس پرواز را نخوانده بودم ودرخیال وشوق پرواز بودم ؛ فکرمی کردم روزی می رسد که می توانم پرواز کنم وآنقدرمی روم ومی روم تا به خدا برسم ؛ اما وقتی درس پرواز رافراگرفتم دریافتم که سخت دراشتباه بوده ام ؛ خدادرنزدیکی من بوده ومن درآسمان به دنبالش می گشتم ؛اوبه من نگاه می کرد ولی توجه نمی کردم ؛ اودرقلب من بودو من نمی دانستم ؛ حالا که می دانم خشنودم ؛ چون درکنارمن است وازهیچ چیز نمی هراسم چون مراقبم هست.
نویسنده: فهیمه حسین پور